بیشتر جامعهگرایی یا جامعهگرایی، جامعهگرایی و کنگلومرا
ما موارد تاریخی از وجود دائمی را دیدهایم، نه صرفاً پدیدهای از بقای گروههای انسانی برای قرنها. میتوانیم دو مورد از افراطیترین موارد چگونگی نفوذ جامعهگرایی در تمدن را، علاوه بر ایدئولوژیها و تکامل جامعه، ذکر کنیم که توسط دو مورد بزرگ نشان داده شده توسط مردم روما و یهودیان گواهی داده شدهاند.
اینها افراطیترین و قابل مشاهدهترین موارد هستند، اما انواع دیگری مانند مردم کرد، گروههای قومی هان در چین، اتیوپیاییهایی که هرگز توسط اروپاییها مستعمره نشدند و در برابر حملات امپراتوری مصر مقاومت کردند، وجود دارد. ما باید به انسجام عظیم فرهنگ تبتی، نیروی نامرئی و دائمی کاستهای هندو، که در قانون غرق شده است، در واقعیت فرهنگ و ساختار اجتماعی-سیاسی دولت هند باقی میماند، نگاه کنیم.
به عنوان مثال، جهان سرمایهداری آمریکای شمالی بر اساس یک کپی ساده از ساختار سلسله مراتبی سلطنت بریتانیا سازماندهی شده است. این سلطنت بورژوایی عوام است.
ما سلطنتهای عوامانهای از مشهورترین خانوادهها داریم: روتشیلدها، کندیها، بیلدربرگها، ترامپها، کلینتونها، والتونها، الیسونها، کچ، مارس، کارگیل؛ آنها مانند اشرافی متمایز از سایر افراد و طبقات اجتماعی-اقتصادی رفتار میکنند، با عادات و مکانهای انحصاری، مانند اشراف، با عوام پایینتر معاشرت نمیکنند.
جامعه آمریکا توسط گتوی نهادی و فرهنگی شناخته شدهای انگ خورده است: جوامع یونانی، مکزیکی، پرتغالی، ایتالیایی و ایرلندی، با اختلاف کمتر از یک درصد، همهپرسی که زبان رسمی را انتخاب کرد بر آلمانی پیروز شد و بنابراین مهاجرت آلمان در ایالات متحده ریشه دواند.
جامعه آمریکا چند قدم با یک تکامل خاموش فاصله دارد؛ بخشهای ساختار طبقاتی از زمان می فلاور ساخته شدهاند. با سیستم اشتراکی خود که شهروندان را به خدمات داوطلبانه اجتماعی - از مدارس و کتابخانههای عمومی گرفته تا دادگاههای داوری محله، کلانترهای محلی منتخب و اکثر ادارات دولتی - ملزم میکند و بدون مرکزیت کلیسای پروتستان که زندگی محلی را سازماندهی میکند، افراد خارج از این گروهها نمیتوانند زندگی اجتماعی و حرفهای خود را خارج از حمایت اجتماعی شهرستان بسازند.
سرمایه اجتماعی آمریکاییها از زمان ۱۳ مستعمره بر اساس انسجام اجتماعی ساخته شده است. این ساختار از سوی جهانیگرایان با مجموعهای از استراتژیهای مبتنی بر فرضیه تخریب ارکان جامعه: خانواده، دین و اخلاق بورژوازی، مورد حمله قرار گرفته است.
آنها میتوانند ملت، حتی کشور را منحل کنند، اما مردم، مانند کولیها و یهودیان، حتی بدون قلمرو و بدون ملت، زنده میمانند.
Nenhum comentário:
Postar um comentário