sexta-feira, 4 de setembro de 2026

دکتر پائولو تافنر و دموکراسی رأی

دکتر پائولو تافنر و دموکراسی رأی

در مطالعه‌ای که در IPEA انجام شده و به صورت نهادی توسط IPEA منتشر شده است، تافنر از طریق کالبدشکافی محرمانه‌ترین راز مجلس مؤسسان جمهوری فدرال برزیل در سال ۱۹۸۸، نشان می‌دهد که یک ساختار بخشی وجود دارد که باعث ایجاد اختلاف سیاسی در نمایندگی جمعیت ملی از طریق رأی‌گیری شده است.

ساختار تقسیم کرسی‌ها در کنگره ملی در هر دو مجلس فدرال، مجلس نمایندگان و سنا، چگونه است؟ در این مجلس‌ها، مناطق شمال و شمال شرقی به ترتیب اکثریت کرسی‌ها، چهل و پنج سناتور و دویست و پنجاه و شش نماینده فدرال، از مجموع هشتاد و یک سناتور فدرال، و حد نصاب پانصد و سیزده کرسی برای نمایندگان فدرال را در اختیار دارند و کشور را به دو بخش مخالف نابرابر تقسیم می‌کنند، جایی که جنوب به علاوه جنوب شرقی و غرب میانه یک زیرفدراسیون در مخالفت سیاسی با ایالت‌های واقع در مناطق شمال و شمال شرقی تشکیل می‌دهند.

طبق نظریه‌های شپسل و مک کلوی، قوانین نظام نهادگرا، که در آن قدرت ساختارهای نهادی بر قدرت سیاسی غلبه می‌کند، بر این واقعیت استوار است که این ساختارها، نهادهای پایداری هستند که از اختیارات گذرای سیاستمداران فراتر می‌روند و در نهایت در مدیریت عمومی مناصب را به دست می‌گیرند.

در این مورد، نمایندگان مجلس بر اساس منافع منطقه‌ای آشکار و نابرابری‌های تاریخی که در فرآیند اشغال و توسعه اقتصادی، شرایط آب و هوایی متمایز و سخت و مهاجرت جمعیت تثبیت شده‌اند، گروه‌بندی شده‌اند. همه اینها نشان دهنده رقابت و همچشمی در توزیع مجدد درآمد ملی است.


مکانیسم نهادی رأی‌گیری در پارلمان در بلوک‌های حزبی سازماندهی شده است و احزاب وفاداری آرای نمایندگان مجلس را کنترل می‌کنند.


رأی رأی‌دهنده فقط در چارچوب ساختارهای نهادی که توسط احزاب سیاسی، بلوک‌های حزبی و نمایندگی فرامنطقه‌ای نمایندگی می‌شوند، معتبر است.


بنابراین، رأی دادن تصادفی به نامزدهایی متفاوت از حزب سیاسی آنها، اراده رأی‌دهنده را تحریف می‌کند، زیرا ساختار واقعی تصمیم‌گیری سیاسی مبتنی بر آرای حزبی، بلوک‌های سیاسی و نمایندگی عددی نمایندگان ایالتی بر اساس ترکیب منطقه‌ای خاستگاه نماینده مجلس را نشان نمی‌دهد.

این الگوریتم به گونه‌ای طراحی شده است که اکثریت جمعیت پرجمعیت‌ترین ایالت‌ها در مناطق جنوب، جنوب شرقی و غرب میانه در مقایسه با بقیه جمعیت برزیل، کمتر از حد مجاز نماینده داشته باشند، بنابراین حداکثر تعداد نمایندگان فدرال به هفتاد نفر محدود می‌شود و حداقل هشت نماینده فدرال تضمین می‌شود.

یک سقف برای جمعیت سائوپائولو، ریودوژانیرو و میناس گرایس و یک حداقل برای آکره، آماپا، روندونیا، رورایما، سرگیپه و آلاگواس که دارای نمایندگی فوق‌العاده هستند، در حالی که ایالت‌های بزرگتر دارای نمایندگی کمتر از حد مجاز در پارلمان خواهند بود.


Roberto da Silva Rocha, professor universitário e cientista político

Nenhum comentário: